تبلیغات
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~ - تجلی مسیح(ع) در شعر فارسی

~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~

تجلی مسیح(ع) در شعر فارسی

 

 

 

1

 

 

 

جعفر حمیدی


از قرن چهارم و پنجم و به ویژه از قرن ششم به بعد، به موازات ذكر نام پیامبران در شعر فارسی، نام عیسی، مسیح، عیسی مسیح و عیسی مریم در كلام پارسی سرایان به فراوانی مشهود است. اگر رواج شعر رسمی و كمال یافته فارسی را عصر رودكی و شهید یا كمی قبل از آنها بدانیم، نام عیسی برای اولین بار در شعر رودكی (ف 329) آمده است و همانگونه كه شاعران متأخّرتر در گفتارشان به آیات و احادیث قرآنی نظر داشته‌اند، در عین حال به كتاب‌های آسمانی دیگر نظیر تورات و انجیل نیز بی‌توجه نبوده‌اند. از رودكی تا بعد تقریباً هر جا كه به نام عیسی مسیح برمی‌خوریم، تلمیحی است از آیات قرآن یا تورات و یا انجیل، به ویژه این كه بیشتر اشعار درباره حضرت عیسی، به نحوی نشان دهنده گفتار یا رفتار اوست كه در آیات انجیل آمده است.

شمشیر خود را غلاف كن ، زیرا هر كه شمشیر گیرد به شمشیر هلاك شود (متی 26 ـ 52)

چنان كه می‌خواهید مردم با شما عمل كنند، شما نیز با ایشان به همان طور رفتار كنید. (لوقا 6 ـ 31)

چون تیغ به دست آری مردم نتوان كشت

نزدیك خداوند، بدی نیست فرامشت

این تیغ نه از بهر ستمكاری دادند

انگور نه از بهر نبیند است به چرخشت

عیسی به رهی دید یكی كشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سرانگشت

گفتا كه كرا كشتی تا كشته شدی زار

تا باز كجا كشته شود آن كه تو را كشت

انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس

تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت

(رودكی، به تصحیح عبدالغنی میرزایف، ص 451)

من به شما می‌گویم به كسی كه به تو بدی می‌كند، بدی مكن و اگر كسی بر گونة راست تو سیلی می‌زند، گونة دیگر خود را به طرف او بگردان. هرگاه كسی تو را برای گرفتن پیراهنت به دادگاه بكشاند، عبای خود را هم به او ببخش.(متی)

نبینی كه عیسی مریم چه گفت

در آن دم كه بگشاد راز نهفت

كه پیراهنت گر ستاند كسی

میاویز با او به تندی بسی

(فردوسی)

روح است كه زنده می‌كند و اما از جسد فایده‌ای نیست. كلامی را كه من به شما می‌گویم، روح و حیات است. (یوحّنا، فصل 6 آیه 63)

جانت به سخن پاك شود زانكه خردمند

از راه سخن بر شود از چاه به جوزا

نیكو به سخن شو، نه بدین صورت زیراك

والا به سخن گردد مردم، نه به بالا

زنده به سخن باید گشتنت از ایراك

مرده به سخن زنده همی كرد مسیحا

(ناصرخسرو، دیوان، 1364، ص ص 2)

نان خدا آن است كه از آسمان نازل شده به جهان حیات می‌بخشد، آنگاه بدو گفتند: ای خداوند، این نان را پیوسته به ما بده. عیسی بدیشان گفت: من نان حیات هستم.(یوحنا، 6 و34، 35)

آن خوان كه مسیح از او بیامد

آراسته از رحیم رحمان

خوان پیش تو هست لیكن از جهل

تو گرسنه‌ای بر او وعطشان

(ناصرخسرو)

پس از بازداشت یحیی، عیسی به استان جلیل آمد و مژدة خدا را اعلام فرمود و گفت ساعت مقرر رسیده و پادشاهی خدا نزدیك است، توبه كنید و به این مژده ایمان آورید.(مرقس 1ـ14 و 15)



خیز ای دل زین برافكن مركب تحویل را

وقف كن بر ناكسان این عالم تعطیل را

پاك دار از خط معنی حرف رنگ و بوی را

محو كن از لوح دعوی نقش قال و قیل را

مرد چون عیسی مریم باید اندر راه صدق

تا بداند قدر آیات حروف، انجیل را

(سنائی)

یقین بدانید هر كه به من ایمان بیاورد، آنچه را من می‌كنم خواهد كرد و حتی كارهای بزرگتری هم انجام خواهد داد.(یوحنا 14ـ 12)

مسیحا وار دعوی تو ننیوشند، اگر خواهی

یقینت چون مسیحا دار و دعوی مسیحا كن

چو عیسی گر همی خواهی كه مانی زنده جاویدان

زاحیایت بساز اموات و از اموات احیا كن

(سنائی)

اگر كسی بخواهد پیرو من باشد، باید دست از جان بشوید و همه روزه صلیب خود را بردارد و با من بیاید.(لوقا 9 ـ 23)

نبینی كه هر كو ز خود گشت فانی

قرین قضا گشت صاحبقران شد

چو در نیستی زد دَم چند عیسی

تن بی‌روان از دمش با روان شد

(سنایی)

هر كه خود را بلند كند، پست گردد و هر كه خود را فروتن سازد، سرافراز گردد.(متی 23ـ 12)

هر كو در نقص دید خود را

كاملتر اهل دین شمارش

عالم كه به جهل خود یقین شد

از جملة صادقین شمارش

وانكس كو نیست خویشتن بین

معصوم خدای بین شمارش

خود را چو ستوده‌ای نكوهد

عیسای فلك نشین شمارش

(خاقانی)

آنچه مقدّس است، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را جلوی خوك‌ها نریزید.(متی 7 ـ 6)

شمع عیسی به پیش كور مسوز

تیغ عقلی به دست مست مده

(خاقانی)

به هر كه چیزی از تو بخواهد ببخش و وقتی كسی آنچه كه مال تواست می‌برد، آن را مطالبه مكن.(لوقا 6 ـ 30)

به سخا مرده صد ساله همی زنده كند

این سخا معجز عیسی است همانا نه سخا است

(فرخی، دیوان، ص 27)

دربارة دیگران قضاوت نكنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید. همینطور كه شما دیگران را محكوم می‌كنید، خودتان نیز محكوم خواهید شد، چرا پر كاهی را كه در چشم برادرت هست می‌بینی ولی در فكر چوب بزرگی كه در چشم خود داری نیستی؟(متی، 7 ـ 1 ـ 2 ـ 3)

چون به سخن نوبت عیسی رسید

عیب رها كرد و به معنی رسید

گفت ز نقشی كه در ایوان او است

ور به سفیدی نه چو دندان اوست

عیب كسان منگر و احسان خویش

دیده فرو بر به گریبان خویش

(نظامی، مخزن‌الاسرار)

با چه قدرتی به ارواح ناپاك فرمان می‌دهد و آنها اطاعت می‌كنند. (مرقس 1ـ 27)

عیسی بیماران بسیاری را كه امراض گوناگون داشتند، شفا داد و دیوهای زیادی را (از تن دیوانگان) بیرون كرد و نگذاشت آنها حرفی بزنند.(متی، 1 ـ 34)

یا رب این نفس پلیدم پاك كن تا خویش را

همچو عیسی جاودان خود را مطهّر گویمی

(عطار)



اگر كسی تشنه است، پیش من بیاید و بنوشد؛ چنان‌كه كلام خدا می‌فرماید: نهرهای آب زنده از درون آن كسی كه به من ایمان بیاورد، جاری خواهد گشت. (یوحنا، 7-37-38)

 


چون شیفتگان بی سر و پای

بگریز از این جهان محتال

با عیسی پاك همنشین شو

تا باز رهی ز جاه، و ز مال

(عطار)

بروید و آنچه را كه می‌بینید و می‌شنوید به یحیی بگویید كه كوران بینایی خود را باز می‌یابند، لنگان به راه می‌افتند و جذامیان پاك می‌گردند، كران شنوا و مردگان زنده می‌شوند و به بینوایان بشارت داده می‌شود. خوشا به حال كسی كه در مورد من شك نكند.» (متی 4 تا 6)

گفت عیسی كه به ذات پاك حق

مبدع تن خالق جان در سبق

كان فسون و اسم اعظم را كه من

بر كر و بر كور خواندم شد حسن

بر تن مرده بخواندم گشت حیّ

بر سر لاشیئی خواندم گشت شییء

(مولوی، مثنوی ج2، بیت2583)

همان روح راستی كه جهان نمی‌تواند بپذیرد، زیرا او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد ولی شما او را می‌شناسید. چون او پیش شما می‌ماند و در شما خواهد بود. (یوحنا 14-17)



[ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 07:21 ق.ظ ] [ عباس باوری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه