تبلیغات
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~ - نگاهی به تحریم اقتصادی در نگاه امام خمینی (3)

~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~

 

نهراسیدن از محاصرات اقتصادى- نظامى ابرقدرتها

 

چنانچه گفته مى‏شود که دولت امریکا مى‏خواهد نظامى بیاورد و این مملکت را به‏ خاک و خون بکشد، باور نکنید اولًا و ثانیاً اگر بیاید، خواهد سزاى خودش را ببیند. ما از محاصرات اقتصادى و محاصرات نظامى و دخالتهاى نظامى ابرقدرتها نمى‏ترسیم. فرضاً که آنها وارد بشوند در اینجا، ما با قدرت در مقابلشان ایستادگى مى‏کنیم، و سایر ملتهاى اسلامى هم در مقابلشان هستند. با قدرت، ما باید به پیش برویم، تا اینکه احکام اسلام را در مملکتمان بلکه در منطقه، بلکه در دنیا پیاده کنیم.

 

                        صحیفه امام، ج‏12، ص: 306

 

 نهراسیدن ملت ایران از دخالت نظامى و حصر اقتصادى‏

 

ملت ما الآن قیام کرده است و نهضت کرده است، و من امیدوارم که پیش ببرد و هیچ قدرتى نتواند در ایران دیگر آن کارهایى را که مى‏کرد بکند. آقاى کارتر و امثال او الآن تمام همّشان این است که دوباره آن مسائل را برگردانند که در زمان شاه مخلوع بود؛ لکن این یک آرزویى است که این ابرقدرتها باید به گور ببرند. ایران دیگر اجازه نمى‏دهد که اینها دخالت در آن بکنند. اگر آنها خیال کرده‏اند که نظامى زیاد دارند و وسایل جنگ و آدمکشى زیاد دارند، ما هم مظلوم زیاد داریم و مشت گره کرده، و یوم مظلوم از یوم ظالم شکننده‏تر است. ما را اینها مى‏خواهند در تنگناى اقتصادى قرار بدهند و قرار داده‏اند. و مع الأسف این دولتهایى که ادعا مى‏کنند که ما متمدن هستیم، و ادعا مى‏کنند که ما مستقل هستیم، از همین مسأله فهمیده مى‏شود که اینها چکاره‏اند. کارتر آنجا نشسته و حکمفرمایى مى‏کند، و این ملتها، دولتها یعنى، این دولتهایى که تحمیل شده‏اند بر ملتها، اینها هم فرمانبردارى مى‏کنند؛ اینها هم استقلال ندارند. نه اینکه همین دولتهاى ضعیف استقلال نداشته باشند، معلوم شد دولتهاى قوى هم استقلال ندارند. اینها نمى‏توانند، مى‏ترسند از امریکا که مخالفت با ما را نکنند، نه اینکه بخواهند مخالفت کنند؛ براى اینکه مخالفتشان براى خودشان هم ضرر دارد، شاید بیشتر هم ضرر داشته باشد. بسیارى از دولتها به ما گفته‏اند که ما همان چیزهایى که از دیگران مى‏گیرید ما به شما مى‏دهیم. کسى هم به ما ندهد ما یک مردمى هستیم مظلوم، و استقلال خودمان را حفظ مى‏کنیم. ما اگر امر دایر بشود به اینکه برگردیم به حال سابق بشریت، و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادى‏مان را حفظ بکنیم، یا خیر، بنده آقاى کارتر و امثال او از ابرقدرتها باشیم و زندگانیهاى فلان و کذا داشته باشیم، ما آن را ترجیح مى‏دهیم، ملت ما آن را ترجیح دارد مى‏دهد. ملت ما شهادت را دارد ترجیح مى‏دهد، و مى‏گوید که ما مى‏خواهیم شهید بشویم. از اول نهضت تقریباً- من در نجف بودم آن وقت- تا حالا زن، مرد، جوانها مى‏آیند و از من استدعا مى‏کنند که شما دعا کنید ما شهید بشویم، من دعا مى‏کنم ثواب شهید پیدا کنند. یک مجلس عقدى که ما چند وقت پیش از این در همین تهران داشتیم، آن زن و مردى که با هم ازدواج کردند، بعد آن زن یک کاغذى به من داد خواندم. دیدم مى‏گوید که شما دعا کنید من شهید بشوم. زنى که تازه عروسى کرده، شوهر کرده، مى‏گوید شما دعا کنید من شهید بشوم. یک ملتى که شهادت را مى‏طلبند و دعا مى‏خواهند براى شهادت، اینها از دخالت نظامى مى‏ترسند؟ اینها از حصر اقتصادى مى‏ترسند؟ همه عالم درهاى ممالکشان را به ما ببندند همه و ما باشیم، این عده‏اى که، سى و چند میلیونى که در این ایران زندگى مى‏کنیم، یک دیوارى دور ایران بکشند و ما را در همین ایران حبس بکنند، ما این را ترجیح مى‏دهیم به اینکه درها باز باشد و چپاولگرها بریزند به مملکت ما. ما مى‏خواهیم چه بکنیم که به این تمدنى که از توحش بدتر است، این تمدنى که حیوانات بیابان در رفتارشان از آنها بهتر است، ما مى‏خواهیم چه بکنیم به این تمدن برسیم. این دروازه تمدنى که شاه مخلوع مى‏خواست به روى ما باز بکند، یعنى قدرتها را بر ما مسلط کند، و همه دارایى ما را ببرد و چند تا عروسک براى ما بفرستد، نفت ما را ببرند و براى ما پایگاه براى خودشان درست بکنند، ما این تمدن بزرگ را مى‏خواهیم چه بکنیم؟ این تمدن است؟ این پدر و پسر و خصوصاً این پسر کشور ما را به عقب راند و همه چیز ما را به باد داد، به طورى که اگر الآن همه ملت دستشان را به هم بدهند و دستشان را به هم داده‏اند بحمد اللَّه، و بخواهند تعمیر کنند آن چیزى که در این‏ قریب پنجاه سال بر ما گذشته است، و آن چیزى که از بیست و چند سال پیش از این به وسیله امریکا بر مملکت ما گذشته است، سالهاى طولانى لازم است تا ما ترمیم کنیم اینها را. ما مى‏خواهیم چه کنیم روابط داشته باشیم با آنهایى که مى‏خواهند ما را بچاپند؟ رابطه ما با آنها غیر از این است که رابطه چپاولگر و چپاول بشو است؟ براى چه ما مى‏خواهیم این را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادى بکنند. ما خودمان در اینجا مملکت وسیعى داریم، آب هم داریم، خدا باران هم به ما مى‏دهد، خودمان مى‏کاریم و مى‏خوریم و هیچ احتیاجى به این مسائل نداریم. آنها نترسانند یک ملتى را که مى‏خواهد خودش را به کشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بکند. این استقلالى که ما پیدا کردیم و این آزادى که ما پیدا کردیم یک هدیه آسمانى است، یک هدیه الهى است به ما رسیده، و ما مکلفیم این را حفظش کنیم. اگر ما این را حفظش نکنیم به نعمت خدا، قدردانى از نعمت خدا نکرده‏ایم، کفران کرده‏ایم نعمت خدا را، ما باید این را حفظش بکنیم. ما از این تهدیدهایى که مى‏کنند و کشتیهایشان را مى‏آورند در مثلًا خلیج و امثال اینجا، و از این طرف و از آن طرف و اینها، حالا دیگر این حرفها کهنه شده. پیشتر بله، زمان سابق این طور بود که تا یک قراردادى را مى‏خواستند تحمیل کنند، و یکى یک مثلًا ناله‏اى مى‏زد، یک کشتى از انگلستان مى‏آمد در آبهاى خلیج، تمام مى‏شد مسأله.

 

                        صحیفه امام، ج‏12، صص 378  الی 388



[ سه شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ عباس باوری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه