تبلیغات
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~ - نوروز، زمان مقدس (1)

~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~

 

نوروز، زمان مقدس

از دیدگاه زنده یاد مهرداد بهار

 

در مورد نویسنده

زنده‌یاد « مهرداد بهار »، نویسنده، پژوهشگر و اسطوره‌شناس نامدار ایرانی، كتاب‌‌های علمی در زمینه اساطیر به رشته تحریر درآورده و بنیانگذار علمی اساطیر ایرانی است. « ادیان آسیایی»، « واژه‌نامه گزیده زادسپرم »، «اشكانیان »، «پژوهش در اساطیر ایران »، « بندهش » و « جستاری در فرهنگ ایران » از جمله كتاب‌های ارزشمند وی محسوب می‌شود.

 مهر ماه 1308روز تولد اوست. وی پنجمین فرزند شاعر بزرگ ایران ملك‌الشعراء بهار بود. هر چند آوازه و اعتبار بهار نه به دلیل پیوستگی به پدری شاعر و سرشناس، بلكه به سبب دانش گسترده و جایگاه برجسته علمی او بود.
بهار تحصیلات ابتدایی را در دبستان جمشید جم گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان فیروز بهرام و البرز سپری كرد. هنگامی كه در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شد، پیش از آن كه دلبسته ادامه تحصیلاتش باشد، پی گیر مبارزات سیاسی بود. شورش و اعتراض او و برخی دیگر از دانشجویان هم دوره‌اش، علیه شورای مالی دانشگاه، بهار را به زندان قصر و حبس 3 ماهه در آنجا كشاند. آزادی از زندان نیز نتوانست چیزی از شدت فعالیت‌های سیاسی او بكاهد.

بهار تا سال 1334 به تناوب در زندان‌های قصر، فلك الافلاك و قزل قلعه گذراند. 2 سال پس از آزادی از زندان به دانشگاه بازگشت و دوره كارشناسی ارشد را در رشته زبان اوستایی و پارسی باستان به پایان برد. آنگاه در سال 1337 راهی انگلستان شد و در آنجا از استادان برجسته‌ای همانند « والتر هینتس »، « مری بویس »، « هارولد بیلی »، «مكنزی » و « بیوار » درس‌ها آموخت و بر دامنه دانش خود افزود. فوق لیسانس او در رشته مطالعات كهن و میانه بود. بهار چندی نیز در دوره دكترا سرگرم آموختن شد اما با وجود آن كه پایان نامه خود را زیر نظر مری بویس در باره «آفرینش در اساطیر ایران» به سرانجام رساند، بی آن كه از آن دفاع كند به ایران بازگشت و كار خود را در دانشگاه تهران دنبال كرداو پایان نامه دكترایش را با راهنمایی دكتر صادق كیا تكمیل كرد. پس از پایان دوره دكترا، به سبب پیشینه سیاسی‌اش نتوانست در دانشگاه تدریس كند، ناگزیر در بانك مركزی استخدام شد، تا آن كه در سال 1367 بازنشسته شد. مدت زمانی بعد كه به دانشگاه بازگشت، عهده دار تدریس در رشته اساطیر ایران باستان شد.  فرضیات علمی بهار درباره سرچشمه‌های اساطیر ایران همواره راهگشای پژوهش‌های ایرانی بوده است، اگر چه پاره‌ای از برداشت‌های او با مخالفت برخی دیگر از اسطوره‌شناسان روبرو شده است. درباره تواضع و فروتنی سخت‌كوشی و دقت علمی او در برابر همه ناملایمات بسیار سخن گفته اند. همین فروتنی و تواضع علمی مهرداد بهار است كه دانشمندی مانند استاد ایرج افشار را وامی‌دارد كه در ستایش او بنویسد « مهرداد بهار فرزانه پژوهنده ایران دوستی بود كه در راه پژوهش، حقیقت‌جو و كمال‌طلب بود كه من از نبشته‌های ژرف، استوار و تازه بنیاد او در زمینه فرهنگ و زبان ایران هماره بهره‌وری داشته‌ام. او فرزند شایسته پادشاه شعر معاصر فارسی (ملك‌الشعرای بهار) بود كه دماوندوار در راه دامنه‌وری تحقیقات ایران باستان پای افشرده است و بی گمان حق سترگ و تحسین برانگیزی بر ما دارد. مهرداد هم فروتن بود و هم دانشمندی تمام . »

پژوهش‌های اسطوره‌شناسی در ایران ، با نام شادروان مهرداد بهار گره می‌خورد كه سرتاسر عمر خود را به مطالعه در زمینه فرهنگ،‌ اساطیر و آیین‌های ایرانی اختصاص داد و بنیانگذار طرح‌های علمی ارزشمندی در این زمینه بود. وی طراح دیدگاه‌های تحقیقی و فرضیات علمی ارزشمندی در مطالعه اساطیر ایرانی است كه بر ژرفا و عمق شناخت ما نسبت به فرهنگ ایرانی تأثیر بسیاری نهاده است. پژوهشگری كه در این عرصه گام می‌نهد ناگزیر است از آثار این بزرگ‌مرد بهره برد.این استاد نامور و اسطوره‌شناس بزرگ در روز 22 آبان 1373 روی در نقاب خاك كشید و به سرای دیگر شتافت. یادش گرامی باد . پژوهش « نوروز ، زمان مقدس » در کتاب گرانسنگ « جستاری در فرهنگ ایران در کنار مجموعه مقالات و گفت وگوهای ایشان چاپ و نشر یافته است که  برای استفاده بازدید کنندگان گرامی با توجه به تناسب زمانی ؛پیشکش شده است. آرا و نظر عزیزان نوید بخش ادامه کار خواهد بود.

 

نوروز، زمان مقدس

زمان مقدس آن بود كه صرف امور مقدس ایمانی می‌گشت و زمان نامقدس آن بود كه در گذران امور عادی زندگی به كار می‌رفت.

زمان در دیدگاه انسان اعصار كهن به دو گونه مقدس و نامقدس بخش می‌شد. زمان مقدس آن بود كه صرف امور مقدس ایمانی می‌گشت و زمان نامقدس آن بود كه در گذران امور عادی زندگی به كار می‌رفت.

زمانی كه مقدس به شمار می‌آمد خود به چند گونه تقسیم می‌شد. یكی زمانی بود كه صرف به جای آوردن شعایر ایمانی می‌شد، از جمله نمازها و فراز خواندن سرودهای دینی،‌ دیگری زمانی بود كه در طی آن،‌ با تكرار بعضی اعمال كه در نمونه كهن اسطوره‌ای وجود داشت،‌ انسان اعصار كهن می‌كوشید با بازساختن صحنه‌های آن وقایع دوردست، كه توسط خدایان در آغاز خلقت انجام یافته و گاه توسط قهرمانان سلف در گذشته‌های دور و آغاز شكل گیری قوم و قبیله رخ داده بود، خود را با خدایان و قهرمانان افسانه‌ای خویش یگانه سازد و به اصل و منشا خود بازگردد. در این گونه زمان‌های مقدس معمولا نمایش‌های مذهبی و آیینی بر پا می‌شد و گاه نموداری از شادی‌ها و گاه عزاداری بود و سرانجام زمانی بود كه یادآور ریتم‌های كیهانی شمرده می‌شد، مانند فرا رسیدن هلال ماه یا ورود خورشید به برج جدی و حمل.

طبعا انسان اعصار كهن می‌كوشید تا آنجا كه ممكن باشد، دایره زمان‌های مقدس را گسترش دهد و از دامنه زمان‌های نامقدس بكاهد. اما تقدس زمان‌های مربوط به ریتم‌های كیهانی و طبیعی به معنای ستایش جنبه فیزیكی پدیده‌های كیهانی و طبیعی نبود. انسان اعصار باستان كه كیفیات جهان را قیاس از خود گرفته بود، همه پدیده‌های جهان را دارای جان و روان می‌انگاشت و آنچه او را به ستایش و نیایش وامی داشت، این روح جهان و جان آن بود. در واقع ستایش پدیده‌های ریتمیك و پدید آمدن آیین‌های سترگ وابسته به آنها به سبب اعتقاد به وجود متافیزیكی آنها و بر اساس معتقدات دینی ایمانی انسان آن اعصار بود.

امر اساسی در جهان گیاهان، تولید گیاه، باززایی طبیعت و نو شدن زندگی بود و نه صرفا سبز شدن دانه و جوانه زدن گیاه و نیز امر اساسی مرگ گیاه بود نه پژمردن آن، هر هلال ماهی تولد تازه‌ای و هر محاقی مرگی بود. حتی گاه گمان می‌رفت كه خورشید هر روز زاده می‌شود. بدین گونه،‌ طبیعت ژرفا، گسترش و معنایی بس وسیع تر از آن داشت كه انسان زمان ما اغلب باور دارد. ضمنا باید توجه كرد كه معنای هر رویداد ریتمیك طبیعی و كیهانی از این نیز وسیع تر بود و باور بر این بود كه هر رخداد كیهانی و طبیعی كه هر ساله تكرار می‌شود، دقیقا تكرار همان چیزی است كه در ازل رخ داده است.

بنابراین، آیین‌های وابسته به زمان مقدس رخدادهای ریتمیك نیز می‌توانست با نمایش‌هایی توام باشد كه با اجرا آنها، زمان اسطوره‌ای و آغازین به زمانی حاضر و ابدی تبدیل می‌گشت. اما همان گونه كه برداشت انسان اعصار كهن از خود كلیت می‌یابد و انسان جهان را نیز چون خود می‌انگارد، برداشت وی از جهان نیز بر زندگی او موثر می‌افتد. از جمله وجود این ساخت ریتمیك جهان، به احتمال قوی، باعث پدید آمدن نظم و سامان دقیق در برگزاری نیایش‌ها، عبادت و آیین‌های انسانی شد .

از نتایج دیگر این توجه به نظم و قانون كیهانی و طبیعی پدید آمدن گاهشماری بود كه نه تنها در برآوردن نیازهای مادی، مانند كشت و برداشت، بلكه در امور ایمانی نیز یاور بزرگی برای انسان بود؛ هر چند باید یادآور شد كه اموری چون كشت و برداشت و مانند آن، هرگز از دایره‌ امور دینی خارج نبود. وجود رنگی دینی و ایمانی در تقویم‌ها و نام روزها و ماه‌ها گواهی بر تقدس گاهشماری و ارتباط آن با زمان مقدس ریتمیك است.

جشن‌های مربوط به زمان مقدس ریتمیك گاه ماهیانه، مانند رویت هلال ماه و گاه سالانه، مانند نوروز،‌ مهرگان و جشن سده، بودند و ازلی و ابدی به شمار می‌آمدند. اما برگزاری بعضی از این گونه جشن‌ها كه ماهیتی فصلی دارند، هدفی اضافی نیز داشتند: برگزاری دقیق و مناسب این جشن‌ها انسان را قادر می‌ساخت تا زمان نامقدس گذشته و خطاهای فردی و اجتماعی گذشته خود را پشت سر بگذارد، از میان بردارد و روزی نو و روزگاری نو بسازد. در واقع، برگزاری این جشن‌های فصلی و سالانه یك دوره زمانی را می‌نوشت و دوره‌ای تازه را می‌گشود و به باززایی زمانی دیگر و تولدی دیگر یاری می‌رسانید.

این پدیده خاص در امر نو شدن دوره زمانی یا سال نو، به سبب اهمیت عمیقی كه در زندگی معنوی انسان، علاوه بر جنبه‌های مادی در هم تنیده با آن، داشته است، سبب پدید آمدن یك رشته آیین‌ها و سنت‌های پربار و غنی گشته است كه به نحوی شگفت آور در میان جوامع گوناگون بشری مشترك است و این اشتراك در واقع واكنش همانند جوامع بشری نسبت به كنش واحد طبیعت پیرامون ماست. از جمله این آیین‌ها و سنن می‌توان از :



[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ عباس باوری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه